شریعتی
به نام خداوند بخشایشگر مهربان
وَلتَکُن مِنکُم اُمَّةٌ یَدعُونَ إلی الخَیرِ، باید در میان شما گروهی باشند که به نیکی فرا خوانند.1
پاسخ به نویسنده مقاله ی (( دکتر شریعتی که بود وچه کار کرد )) 2
تحلیل سرتا پا غلط نویسنده ، قطعا هدف یا اهداف نامقدس ، در قالب جملات عوام فریبانه در جهت مغشوش کردن ذهن مخاطب ، وجوان دین گریز را دنبال می کند ، با چیدمان خاصی طراحی وبا فرضیّات تقریبا توهّمی از خالی الذهن بودن مخاطب پیرامون دکتر علی شریعتی نگاشته است . ناپاک بودن قلم همچون نگارنده ی مقاله در این دیار مسبوق به سابقه است ، وجای تعجّبی ندارد ، متاسفانه ما عموما عادت داریم چه در ستایش افراد یا نکوهش آنان ، مبالغه گویی زائد الوصفی به کار برده وحتی مشاهده شده از همان فرد یا افراد بسیار تحسین کرده ودر اندک زمانی بی رحمانه ذم وبدگویی کردیم ، وهمیشه برای این کار دلائلی زیر بغل داریم ، تاریخ ما مملو از این نوع ادبیات است ، کسی نمی تواند منکر این واقعیّت شود که ما همان مردمی هستیم که بعضی افراد را تا به ماه رسانیدم وبعد به زمین افکندیم در سال 32 صبح یک روز درود بر مصدّق وبعدازظهر همان روز مرگ بر مصدّق فریاد زدیم ، وهمچنین برای آمدن خیلی از پادشاهان چه خوشحالی وپایکوبی کردیم وبرای سقوط شان نیز خوشحال شدیم وجشن گرفتیم ، ظاهرا قضاوت ما در باره آدمها حد وسط ندارد وهمیشه آدمها برای ما یا سیاه سیاه اند یا سفید سفیداند وقس علی هذا.... ( مشهد مقدّس : شهریور ماه 1403 حبیب جمیل زاده )
نویسنده مقاله در قسمتی ازنوشته خود ودقیقا اشاره به دکتر ( یک روستایی جهان سومی بود ) در پاسخ باید بگوییم : حضرتعالی جهان چندمی هستی ؟ جناب دانشمند اهانت وتحقیر دیگران وسرزنش آدمها وطبقه بندی فرهنگی آنان به روستایی و وشهری نشانه چیست ؟ غیر از فخر فروشی واهانت به دیگران ؟ وآیا جمعیّت روستایی حق رشد وترقی و پیشرفت تحصیلی ندارد ؟ بر چه مبنایی این اهانتها را روا میداری ؟ آیا تبعیض نژادی نیست ؟ فکر نمی کنید جمعیّت قابل توجّهی از مخاطبان وخوانندگان مقاله توهین آمیز شما روستایی باشند ؟ جناب عقل کُل اگر بر فرض اینکه مقاله سرتا پا خطای شما پیرامون دکتر شریعتی نقد گونه باشد ؟ که البته نیست خانواده وهمسر ایشان چرا ازقلم ناپاکت در امان نماندند ؟
سئوال : حضرتعالی که در نمره دهی به آدمها ید طولانی دارید بین خود وخدای توهّمی خودت چند کتاب از شریعتی خوانده اید ؟ چند سخنرانی ازشریعتی شنیده اید ؟ آیا می توانید بعضی از کتابهای دکتر را روخوانی کنید ؟ من در صدد مقایسه کردن دکتر با کسی نیستم ولی فقط یک دانشمند در طول تاریخ ایران نام ببرید که به اندازه دکتر شریعتی در ایجاد یک فرهنگ و تحوّل عظیم اجتماعی تأثیر گذار بوده است
؟ به نظر اینجانب شریعتی یک پدیده بود که هرگز تکرار نخواهد شد ، البته دلایل اینچنین قضاوتی از طرف نگارنده مقاله توهین آمیز به دکتر شریعتی در این زمان روشن ومبرهن است ولی صادقانه به مخاطب عزیز بگویم : قرنهاست که فرهنگ وتمدّن اسلامی در این دیار ریشه دوانیده است وصدها بلکه هزاران کتاب ومقاله علیه دین مبین اسلام تدوین ونگاشته شده وحتّی حکومتها وقدرتمندان زیادی سعی در خاموش کردن شمع فروزان اسلام در ایران کرده اند ، لطفا تاریخ را بخوانید ، جریانهای فکری وآیین های دروغین آوردند ، از دین علیه دین استفاده کردند ، از ایدئولوژی های بیگانه بهره جستند ، بدعت وخرافه در اسلام ترویج دادند ، مذاهب و فرقه ها ساختند ، هزار وچهارصد واندی سال مردم را به حال خود رها نکردند ، ولی هرگز هرگز نتوانستند اسلام را در این دیار ازبین ببرند وقطعا نخواهند توانست، تلاش مذبوحانه نکنید این دین ریشه در اعماق این خاک دارد ، لطفا به جغرافیا وگستره نفوذ آن نظری بیفکنید ، آیا یک اندونزیایی یا یک شهروند مالزی مثل ما افسانه فتوحات در ذهن دارد ؟ آیا عقده حقارت از تحمیل اسلام در وجودش کاشته اند ؟ قطعا هرگز واغلب دنیا در پذیرش اسلام این چنین اند ، چرا ما خودمان را از این کابوس ساختگی رها نمی سازیم ؟ چه کسانی به دنبال ایجاد این چنین وضعیتی هستند ؟ وچه هدفی را دنبال می کنند ؟ کتابهای آنان که عمدتا ازسال 1300 شمسی تا 1330 نوشته شده را بخوانید و دکتر شریعتی دقیقا به این بیماری مزمن اجتماعی پی برده وسعی در معالجه آن داشت وتا حدودی موفّق هم شد . بنابر این همچون مقالاتی وحتّی کتابهایی به شکل گسترده در آن دوران بوده که هیچ اثری جز بر افراد اندک جامعه نداشت واتفاقا انقلاب سال 57 در ایران عکس آن را ثابت کرد .
اما اینکه بگوییم دکتر علی شریعتی که بود وچه کار کرد ؟ خواننده گرامی را ارجاع میدهم به سخنرانیها وکتابهای بی نظیردکتر ، ایکاش پیرامون این شخصیّت والا قبل از هرگونه قضاوتی شتابزده ابتدا چند کتاب وچند سخنرانی از دکتررا بخوانیم وگوش فرا دهیم ، ابتدا کتاب (هبوط در کویر )را پیشنهاد می کنم ازسخنرانیها بهتر است که ( آری این چنین بود برادر ) را گوش کنید ، کتابها ( انسان وتاریخ ) ( ریشه های اقتصادی رنسانس ) ، (پیام امید به روشنفکر مسئول ) ، ( زن مسلمان ) ، ( انسان ، مارکسیسم اسلام ) ، ( تاریخ ادیان ) ، ( تشیع علوی و تشیع صفوی ) ودهها کتاب دیگر که خوشبختانه اغلب کتابهای دکتر به شکل سخنرانی که در حسینیه ارشاد تهران از سال 1347 به بعد ایراد کردند فایل صوتی دارد وبسیار آسان قابل دسترسی است می توانید تهیه وگوش فرا دهید ، صدای سحر آمیز وبیان رسا وگوش نواز دکتر شریعتی از نوع خود بی بدیل است ، مملو از واژگان پر معنی پر از فصاحت وبلاغت وشیوایی بیان است که درباره ایشان آقای سید محمد مهدی جعفری صاحب انتشارات قلم ، می گوید : برادر شهید ، چشمه جوشانی بود وآتشفشانی همیشه آتش فشان که پیوسته می جوشید ومی خروشید وآبهای زندگی بخش را به جریان می انداخت . (انسان وتاریخ ص 5 )برای شناخت بهتر دکتر لطفا به بخش هایی از گفتار ایشان دقت نمایید او می گوید : ایدئولوژی هایی که امروز ازقدیم یا جدید انسان را بسوی خود می خواند بطور کلی عبارتند از : مذاهب عرفانی ( مسیحیّت وادیان شرقی به ویژه بودیسم وهندوئیسم ) ماتریالیسم در اشکال گوناگون لیبرالیسم غربی ، نیهیلیسم، اگزیستانسیالیسم و مارکسیسم . بجز مارکسیسم تمامی ایدئولوژی ها ی مذهبی وغیر مذهبی دیگر ایدئولوژیها ی جزیی یا یک بُعدی هستند ، چون متوجه یکی ازابعاد انسان اند ، اسلام تنها در همان بُعد با آنها درگیر می شود . ( انسان ، مارکسیسم اسلام ص 39 )
دکتر شریعتی معتقد بود که ایدئولوژی های غیر آسمانی چه مادیگرا باشند وچه معنویت گرا ، نگاهشان به انسان تک بعدی است ، وهمه نیازهای انسان را مورد توجه قرار نمی دهند ، لذا با مطالعه دقیق مکاتب بشری در صدد مقایسه ی آنها بر آمده ونظر صائب تری ارائه می دهد ، او در کتاب اسلام شناسی می گوید : بنابر این مذهب که معتقد است : جهان خدایی دارد وشعور واحساس وحساب وکتابی دقیق ، وانسان فردا سرنوشت امروزش را می بیند وپاداش وکیفر عملش را می بیند ، یک جهان بینی است که می گوید : پس زندگی باید این باشد وانسان آن ، وباید چنان کرد وچنین بود وتو اینی ودیگران آن ، ومعنی حیات جامعه واخلاق زشت وزیبا وحقیقت وباطل این است واین ایدئولوژی مذهب است ( البته نظر ایشان پیرامون مذهب در این فقره دین است ومنظور دین آسمانی ) در ادامه می گوید : ایده آلیسم هگل ، ماتریالیسم دیالکتیک مارکس ، اگزیستانسیالیسم هایدیگر وسپرس وساتر، وپوچی وعبث (Absurdite ) آلبرکامو وبکت ومذهب کاتولیک یا " اسلام " و " تائوئیسم " لا ئوتزو وکارما وسامسارای هندو ، " رنج ونیروانای بودا " وحدت وجود " حلاج " وشک انگاری بدبینا خیام وابوالعلاء وشوپنهاور ومترلینگ.... جهان بینی اند
ودر ادامه در توضیح جهان بینی می گوید : جهان بینی مقصود ما دید فلسفی ونوع تعبیر وتلقی اعتقادی ما از جهان است ، نه نظریه ی فیزیکی دانشمندان از هستی یا طبیعت آنچنان که سارتر یا پاپ یا برهمن دنیا را می فهمند ، نه آنچنانکه لاپلاس وگالیله وکپرنیک ونیوتن وانشتین وپلانگ از آن سخن می گویند جهان بینی نه جهان شناسی.( اسلام شناسی ص 22 )
سئوالی که بدون شک برای هر خواننده ای بعد ازمطالعه مطلب فوق پیش می آید این است که چگونه ممکن است انسانی با عمر کوتاه 44 ساله ، این همه مکاتب دنیا را بشناسد وتحلیل کند ، شخصیتهای علمی ، اصحاب مکاتب ، نظریه پردازان ، نویسندگان ، متفکران ودر زمینه های فلسفی ،ادبی ،هنری ، تاریخی ، جامعه شناسی ، ادیان واندیشه های شرق وغرب دنیا را به خوبی بداند ؟ قطعا از راه مطالعه شبانه روزی ، تحقیق وپژوهش به دست آمده است وضمن ادامه تحصیلات عالی وتدریس و نویسندگی وسخنرانی در مجامع علمی وعمومی چه در سفر چه در حضرلحظه ای از پا ننشسته وخستگی ناپذیر این راه پر مشقت را طی کرده است ، بدون مبالغه آثاری که دکتر شریعتی ازخود بجا گذاشته است ، مستلزم عمر چندین برابر حیات پر برکت خودش بوده است . درباره رگه های نژاد پرستی در نظریات غربی می گوید : میخواستم بعنوان یک معلم عرض کنم که در نظریات صد درصد علمی ودر تحقیقات کاملا فنی وتخصّصی ، که در آزمایشگاهای طبّ ، در آزمایشگاهای شیمی ، روانشناسی وبیولوژی در اروپا میشود ودر ایده ها ، مکتبها یی که بنام " فلسفه تاریخ" بنام " نژاد پرستی " بنام " انسانشناسی فرهنگی " بنام " انتولوژی " بنام " جامعه شناسی " در اروپا ارائه میشود ، در همه ی این نظریات باید بیدار بود ، رگه هایی از نژاد پرستی ، غربپرستی یا فاشیسم فرهنگی وفکری وجود دارد ، آشکارا یا پنهان وخطرناکترین پنهان ، که آشکارش را می شود فهمید .این نظریات پنهان است که بنام علم میکوشد تا تمدن وفرهنگ را خاص غرب ونژاد شمالی بکند وشرقی را یا نژادی فاقد فرهنگ ، اصالت مدنی یا نزاد فقط سازنده عرفانیات وتصوف ومذهب ، به معنایی که آنها تلقی میکنند ، بنامند ، چرا ؟ برای اینکه برتری فرهنگی وبرتری اقتصادی وبرتری مدنی خودشان را که بنام برتری قدرت نظامی وتکنیکی بر شرق هست ، بنام علم توجیه کنند ، وهمین نظریات است که متاسفانه بوسیله نویسندگان ومترجمین ومحقّقین پاک وصمیمی وصادق ما ، بنام آخرین تحقیقات علمی در رشته های علوم طبیعی وعلوم دقیقه بازگو میشود . ( ریشه های اقتصادی رنسانس ص 8 ) دکتر شریعتی نه فقط مجذوب فرهنگ غرب نشده ، بلکه به نیّت های ناپاک آنها ونگاهشان به شرقی ها که همیشه نگاه نژاد پرستانه بوده را بهتر از هرکسی درک کرده ، ومورد انتقاد قرار می داد ، دکتر در کشور فرانسه ودر دانشگاه سوربن ادامه تحصیل داده وفرهنگ مغرب زمین را خوب می شناخت و عاقبت کار در انگلستان به شهادت رسید ، به کسانیکه ایشان را غربزده میپندارند توصیه می شود محض آگاهی خودشان کتابهای دکتر را مطالعه کرده ، شاید که نگاهشان تغییر کند ، واز اتهام های ناروا به ایشان منصرف شوند. دکتر برخلاف تصوّر بعضی از منتقدان ، علم پرستی را عامل مادیگرایی وماتریالیسم میدانست ، ومعتقد بود نظریه هایی که به تکاملی بودن انسان اذعان دارند ، انسان را در حد حیوان نقد وبررسی می کنند ، لذا در کتاب انسان وتاریخ می گوید : مذهب " طبیعت پرستی علمی" به خصوص با اعلام نظریه " داروینیسم " به اوج قدرت وحکومت مطلقش رسید بطوری که گرایش کلی افکار در جهت انطباق اصول آن ( که خاص تبدیل انواع موجودات بود ) به علوم انسانی چون مذهب وتمدن وجامعه وحتّی ادبیات پیش رفت . اسپنسر جامعه شناسی را برآن منطبق نمود وبرونتیر سبکهای ادبی از قبیل کلاسیسیسم ورمانتیسم .... را به صورت " انواع موجودات " تلقی کرد که طبق اصل تنازع برای زندگی وانتخاب شایسته تر در نظریه داروین یک سبک به سبکی دیگر تبدیل می یابد . داوید هیوم تاریخ طبیعی دین را نوشت . وکسانی چون [دوبینتون ] Daubenton و [ سومرینگ ] Sommering و [ بلومن باخ ]
Blumenbach علم انسان شناسی anthropologie را با اصول زیست شناسی وفیزیولوژی پی ریختند یعنی که انسان هیچ نیست جز یک اندام زنده ی حیوانی که علوم طبیعی او را به سادگی می توانند تحلیل وتعلیل علمی ومنطقی کنند . ( انسان وتاریخ ص 35 ) ودر همان کتاب پیرامون ماهیت انسان در روانشناسی منطبق برجامعه شناسی می گوید : من آنم که وراثت وخون ونژادم ساخته است : ( راسیسم ، فاشیسم ) ، من آنم که وجدان مخفی ، عقده های روانی وکشش های اصلی یا غریزی بر اثر عوامل تربیتی ومحیطی وارثی وفطری میسازد: ( پسیکولوژیسم ) من آنم که جامعه ام می آفریند : ( سوسیولوژیسم ) ، من آنم که شرایط طبیعی وآب وهوا واوضاع جغرافیایی محیطم می پرورد ، ( ناتوریسم ، ژئوگرافیسم ) من آنم که در انتهای تاریخ شکل گرفته ام وآئینه ی فعلی تمام گذشته پیش از خویشم ، تجسم فردی وانسانی تاریخی ام : ( هیستوریسم ) ، من گیاهی هستم که از زمین بار آور فرهنگم روئیده ام : ( کولتورالیسم ) ، اشپنگر) ، من آنم که شکل کارم ، نوع ابزار کارم ، وضع طبقه ی اقتصادی ام ، نقش تولیدی وشرایط اقتصادی ام ساخته وپرداخته : ( اکونومیسم ، جبر کار ، اصالت ابزار = مارکسیسم ) و..... بالاخره من آنم که خدا ساخته وخدا خواسته است : ( قدَر ، مشیّت ).( انسان وتاریخ ص 40) دکتر معتقد بود که همه به دنبال این هستند که اصالت انسان را نفی کنند وهیچ اشاره ای به ماوراء ماده نمی کنند ، ودر آخر جایگاهی برای خدا در نظر نمی گیرند ، در دو تحلیل فوق دکتر شریعتی از دو منظر، تفکّر واندیشه صاحب نظران مادیگرایی در زمینه ی فیزیولوژیکی انسان را فقط یک حیوان ونه بیشتردانسته واز منظر روانشناسی وجامعه شناسی انسان را محیط وشرایط طبیعی بوجود آورده ، وهمه در صدد این هستند که به نفی خدا به پردازند . وبه نظر اینجانب دقّت نظر دکتر در وهله اول شناسایی مکاتب مغرب زمین ومعرفی وتحلیل دقیق آنها ودر وهله دوم راهنمایی مخاطب در جهت عدم سقوط در ورطه ی این مکاتب فریبنده ، واقعا در حیرتم از وسعت نظر وهوش سرشار این روشنفکردوران ما . در کتاب طرحی ازیک زندگی ، نوشته خانم دکتر پوران شریعت رضوی همسر دکتر علی شریعتی آمده : نام شریعتی به عنوان " ایدئولوگِ" نهضت انقلابی اسلام در ایران ونیزسایر سرزمینهای مسلمان رفته وتثبیت شده است . وی بزرگترین موفقیّت خود را " تبدیل فرهنگ وسنت ناخودآگاه وموروثی به یک مرام ومکتب انتخابی وآگاهانه " می دانست . بی شک او در قیاس باسایر مصلحان واحیاگران معاصر مسلمان ، نسل جوان روشنفکر را ، بیشتر در برابر تهاجم فکری – سیاسی قدرتهای متخاصم وایدئولوژیهای رقیب مسلح ساخت . واگر تفکر اسلام معاصر در ایران ازچنین عمق وکیفیتی برخوردار است ، ارتقاء وتعالی خود را منصفانه مدیون چهره هایی چون شریعتی است . ( طرحی ازیک زندگی ص پانزدهم ) منتقدان شریعتی گاهی در لباس یک قاضی دادگاه در آمده ، واحکامی را بدون مطالعه واقعی پرونده شخصیت حقیقی وحقوقی دکتر صادر می کنند ، ومتاسفانه اززمان ظهور ایشان در عرصه ی بیان اندیشه ی اسلامی این چنین اشخاصی کم نبوده ونیستند ، .همواره قضاوتهای شتابزده ، ومغرضانه می کنند وغیر منصفانه حکم صادر می کنند ، سخن من به ایشان این است لطفا مجموعه کتابها دکتر را بخوانید یا سخنرانی ایشان را گوش فرا دهید ، البته همه ی آنها را وبین خود وخدای خود یا وجدان انسانی خودتان قضاوت کنید ،( البته ممکن است هرکسی نقدی هم داشته باشد وقتی که نقد عالمانه ومنصانه باشد هر عاقلی می پذیرد ) ،اینجانب این کاررا کردم وهمه ی آثار دکتر را وحتی بعضی از کتابها یا سخنرانیهای ایشان را بیش یک بار خوانده وگوش فرا دادم ، وضمن اینکه قصد ندارم از دکتر امامزاده بسازم ، ولی چنان با اندیشه او زندگی کردم که بدون مبالغه ایدئولوگ اندیشه دینی من بوده وخواهد بود، در کتاب طرحی ازیک زندگی پیرامون الگوهای دکتر در زندگی اش آمده : اولین بار پدرش استاد محمد تقی شریعتی ، دریچه مذهب را به مثابه یک ایمان وبا تعریفی نوین ، بر دل ودماغش گشود . وبه مرور به آن عمق بخشید وسپس تحت تأثیر اندیشه ابوالحسن فروغی ، مهندس مهدی بازرگان وطالقانی قرار گرفت .مترلینگ، هدایت ، یونسکو وکافکا و....طعم تلخ " نیستی وعبث " را به وی چشاندند تا دنیای هستی را " کویر " ببیند . کارل " نیایش " را وپلانک وانیشتین ، رابطه " علم ومذهب " را مولانا ، عین القضات ، بو سعید ، شیخ شهید و.....عرفان " را . اگر مصدّق راه رهایی ملی را گشود ، طالقانی وبازرگان این مسیر را به یاری مکتب ، ( ندای بازگشت به کتاب ، مسلح به عقل وعلم وآزادی ) همواره ساختند. نخشب مرز خدا پرستی وشرک را در عرصه ی اجتماع ، میان استثمار کنندگان وشوندگان ترسیم کرد . آن گاه جودة السحار ، ابوذر را به او نمایاند وماسینیون ، روشی نو ونگرشی دیگر را در تحلیل تاریخ معنوی اسلام ، حلاج ، سلمان وفاطمه و.... برک ، بُعد تاریخی واجتماعی آن را . گورویچ آخرین دستاوردهای جامعه شناسی اخیر غرب را از ماکس وبر به این طرف ومارکس گرایی علمی انتقادی را . وسارتر راه اگزیستانسیالیسم را به سوی ریشه های هایدگری و .... کی یر کگاردی آن . از این همه که بگذریم، پیش کسوتان تاریخی وعقیدتی او سید جمال است که راه را گشود ودیگری اقبال ، که آن را هموار نمود . ( طرحی از یک زندگی ص شانزدهم ) . اگر دقّت کنید اغلب کسانیکه در ایجاد اندیشه ی دینی ، اعتقادی ، علمی ، تاریخی وکلا معنوی دکتر تأثیر بسزایی داشته ، بدون شک سرآمدان اندیشه در جهان بودند ، ودکتر با مطالعه دقیق آثار این بزرگان البته با پشتکار غیر قابل انکار وداشتن بهره هوشی بسیار بالا وحافظه ی سرشار در دریافت وتحلیل درست ، به این جایگاه رسیده است ، نام دکترعلی شریعتی یکی از ماندگارترین شخصیت کشور عزیز ما ایران هست وخواهد بود .
شریعتی دریک نگاه
تولّد آذر ماه 1312ه.ش
ورود به دبیرستان فردوسی مشهد 1325
ورود به دانشسرای مقدماتی مشهد 1329
گرفتن دیپلم کامل ادبی وانتشار کتاب ( ترجمه ) نمونه های اخلاقی در بحمدون اثر کاشف الغطاء1333
انتشار کتابهای " ابوذر غفاری " و " تاریخ تکامل فلسفه " ورود به دانشکده ادبیات " مشهد " 1334
فارغ التحصیل از دانشکده ادبیات ، با احراز رتبه اول وازدواج 1337
اعزام به فرانسه با بورس دولتی به دلیل کسب رتبه اول ، و پیوستن به سازمان آزادی بخش الجزایر1338
زندانی شدن در پاریس به خاطر مبارزاتش در راه آزادی الجزایر 1339
اتمام تحصیلات واخذ مدرک دکترا در رشته تاریخ وگذراندن کلاسهای جامعه شناسی 1342
بازگشت به ایران ودستگیری در مرزوانتقال به زندان قزل قلعه 1343
انتقال به تهران بعنوان کارشناس وبررسی کتب درسی 1344
استاد یاری رشته تاریخ در دانشگاه مشهد 1345
آغاز سخنرانیها او در حسینیه ارشاد ودانشگاهها وانتشار کتابها 1347
تعطیل حسینیه ارشاد وممنوعیت سخنرانیهای او 1351
معرفی خود به ساواک وهیجده ماه زندان انفرادی در کمیته شهربانی 1352
هجرت به اروپا وشهادت 1356
لطفا قبل از هر گونه قضاوتی ونقدی پیرامون دکتر علی شریعتی ، پرونده ی زندگی پر از چالش وی در همین سطور آخر این مقاله را نگاهی بیفکنید ، ووجدان را دادگاه .
او می گوید :
....... واگر خفه ام کنند ، سازش نخواهم کرد وحقیقت را قربانی مصلحت نمی کنم و اما آن قوم اگر موفق شوند که مرا بر دار کشند ویا همچون عین القضاة شمع آجین کنند ویا مانند ژور دانو در آتشم بسوزانند،
حسرت شنیدن یک " آخ " را هم بر دلشان خواهم گذاشت ........
مشهد مقدس : شهریور ماه 1403 حبیب جمیل زاده
پی نوشت : 1- سوره آل عمران آیه 104
2- ابراهیم نبوی
منابع ومآخذ
1-انسان وتاریخ ، انتشارات قلم ، تاریخ چاپ 1358
2-انسان ، مارکسیم اسلام نشر رخ تاریخ چاپ 55
3-اسلام شناسی ، بدون شناسه
4-ریشه های اقتصادی رنسانس ، انتشارات هجرت تاریخ چاپ 2536( 1356)
5-طرحی ازیک زندگی ، انتشارات چاپخش ، تاریخ چاپ ششم 1378